|
زندگی دفتری از حادثه هاست | ||||||
|
[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 18:35 ] [ مسعود ]
شیخ ابوسعید ابوالخیر از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری است. ولادت او در سال ۳۵۷ هجری در شهری به نام میهنه یا مهنه از توابع خراسان بوده است.ابوسعید عاقبت در همانجا که چشم به دنیا گشوده بود، در شب آدینه ۴ شعبان سال ۴۴۰ هجری، وقت نماز جهان را بدرود گفت. اولین بار در اشعار اوست که
کنایات و اشارات عارفانه به کار رفته، تشبیهاتی از عشق زمینی و جسمانی در
مورد عشق الهی ذکر شده و در این معنی از ساقی بزم و شمع شعله ور سخن رفته و
سالک راه خدا را عاشق حیران و جویان، میگسار، مست و پروانه دور شمع
نامیده که خود را به آتش عشق میافکند.ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان
مقامی بسیار ممتاز و استثنایی دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی
یافتهاست. کتابهایی که براساس سخنان بوسعید تالیف شدهاست عبارتند از:
مطالب مرتبط:اشعار زیبای ابوسعید ابوالخیر
[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 18:18 ] [ مسعود ]
الف ب
بابا طاهر ج
جان ماکسول ش
شاه نعمت اللّه ولی ف
فخرالدین عراقی ک
کاشانی(مجتبی) م
مادر ترزا ن
نادر شاه
[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 18:16 ] [ مسعود ]
دیگر بر کاغذ ابریشمین اشعار موزون نمی نویسم
و آنها را در قاب زرین نمی گیرم زیرا دیرگاهی است نغمه های جانسوز خویش را بر خاک بیابان می نویسم تا با دست باد به هر سو پراکنده شود ولی اگر باد خط مرا با خود ببرد روح سخنم را که بوی عشق می دهد جایی نتواند بُرد روزی می رسد که دلداده ای از این سرزمین بگذرد و چون پا بر این خاک نهد سراپا بلرزد و به خویش بگوید پیش از من در اینجا عاشقی به یاد معشوقه ناله سر داده شاید مجنون به هوای لیلی نالیده یا فرهاد در اینجا سر در خاک برده است هر که هست از خاکش بوی عشق برمیخیزد و تربتش پیام وفا می دهد تو نیز که بر بستر نرم آرمیده ای وقتی که سخن آتشینم را از زبان نسیم صبا می شنوی سراپا مرتعش خواهی شد و به خود خواهی گفت: یارم برای من پیام عشق فرستاده تو هم ای باد صبا پیام مهر مرا به او برسان گوته
دلدار من
هنگامی که خورشید فروزان عاشقانه
عاشقان یکدل
نفرین برهر آنچه که روح آدمی را
ما را به این زمین ِ خسته می آوری
مردمان جهان از خُرد تا بزرگ
در خاموشی شب
مطالب مرتبط:
گوته کیست؟ [ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ 13:44 ] [ مسعود ]
فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی (داستان نویس روسی)
قدم تازه اي برداشتن... اين چيزي است که مردم بيشتر از آن ميترسند. داستایوسكی از جمع صدها خرگوش هرگز یک اسب به وجود نخواهد آمد و از گردآوری صدها نکته سؤظن هیچگاه دلیل قاطعی به دست نمیآید.داستایوسكی آدمی هرقدر هوشمندتر باشد، افسردگی و بطالتش بیشتر است! داستایوسكی انسان تنها موجود زنده اي است که نميخواهد آن چه را که هست بپذيرد . داستایوسكی تنها آرامش و سكوت، سرچشمه ی نیروی ابدی و جاوید است. داستایوسكی زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی كسی كه به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، كارش به جایی خواهد رسید كه هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد. داستایوسكی اگر یك روز، یك ساعت، ناگهان همه چیز بخواهد به یك چیز تبدیل شود، برترین آنها مهر ورزیدن است. داستایوسكی سراسر زمین از بالا به پایین، آكنده از اشك بشر است. داستایوسكی دانش بیمناك ترین بلای جان آدمی است... رنج و بدبختی آن از طاعون و قحطی و جنگ بیشتر است. داستایوسكی حقیقت تركیبی است از گریه ها و خنده ها. داستایوسكی انسان موجودی است كه به همه چیز عادت می كند. داستایوسكی من معتقدم كه همه ما باید عشق به حیات را دریابیم و زندگی را دوست بداریم. داستایوسکی هر چه بیشتر از افراد بشری متنفر میشدم، عشقم به بشریت فزونتر میشد.داستایوسكی
کتابهای داستایوسكی:مردم فقیر ، شبهای سپید ، خاطرات خانه مردگان ،یادداشتهای زیر زمینی ،جنایت و مکافات ،ابله ،قمارباز ،جن زدگان ،همیشه شوهر ،نازنین ،جوان خام ،دزد با شخصیت ،نازکدل ،خان صاحبخانه و ... [ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 23:57 ] [ مسعود ]
ترس و وحشت زیردریایی را در برگرفته بود. من آنچنان ترسیده بودم که به سختی نفس میکشیدم. مرتباً به خود میگفتم این مرگ است! مرگ. با وجود اینکه همهی دستگاههای خنک کننده و بادبزنهای برقی را از کار انداخته بودیم و دما به بیش از صد درجه رسیده بود، باز هم میلرزیدم و عرق سرد از سر و صورتم جاری بود و با همهی تلاشی که میکردم قادر نبودم از بههم خوردن دندانهایم جلوگیری کنم. من درچنین شرایطی بودم که یکباره حمله قطع شد. گویا تمام ذخایر کشتی مینانداز تمام شده بود و ترجیح داده بود که حمله را متوقف کند و آنجا را ترک کند. آن پانزده ساعت که مورد حمله قرار گرفته بودیم، برایم 15 میلیون سال طول کشید. تمام خاطرات گذشته و کارهایی را که مرتکب شده بودم مقابل چشمانم مجسم میکردم. مثلاً قبل از اینکه به ارتش ملحق شوم، کارمند بانک بودم و همیشه از حقوق کم، کار زیاد و پیشرفتهای کوچک و محدود نگران بودم. ناراحت از اینکه قادر نبودم بنا به سلیقه وُ میل خود زندگی کنم، چرا قادر به خریدن یک اتومبیل نبودم، چرا نمیتوانستم برای زنم لباسی گرانقیمت تهیه کنم؟ و بدتر از همه اخلاق بد و خشن رئیسم، وضع موجود را برایم طاقتفرسا کرده بود. [ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 16:38 ] [ مسعود ]
مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود،هیچ گاه شاد نبود.او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت: به او اعتماد کن ، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورند برگرفته از:کتاب "برای آن بسوی تو می آیم" ـ جی پی واسوانی [ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 16:36 ] [ مسعود ]
هر که با بدان نشیند ،اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد به طریقت ایشان متهم گردد. سعدی
هر که با بدان نشیند نیکی نبیند. سعدی
عالم ناپرهیزکار، کور مشعله دار است. سعدی
هر چه نپاید، دل بستگی را نشاید. سعدی
هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید. سعدی
ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. سعدی
هر که خیانت ورزد، پشتش در حساب بلرزد. سعدی
خانه دوستان بروب و درِ دشمنان مکوب. سعدی
بی دوست زندگانی چنان ذوقی ندارد. سعدی
اگر شب ها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی. سعدی
هیچکس نزند بر دختر بی ثمر سنگ. سعدی
صد چندان که دانا را از نادان نفرت است، نادان را از دانا وحشت است. سعدی
از نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید. سعدی
دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی. سعدی
همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال. سعدی
مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید. سعدی
دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند. سعدی
دل دوستان آزردن،مراد دشمنان برآوردن است. سعدی
شیطان با مخلصان برنمی آید و سلطان با مفلسان. سعدی
رأی بی قوت، مکر و فسون است و قوّت بی رأی، جهل و جنون. سعدی
قدر عافیت کسی داند، که به مصیبتی گرفتار آید. سعدی
ملوک از بهر پاس رعیّتند، نه رعیت از بهر طاعت ملوک. سعدی
هر که با داناتر از خود بحث کند تا بداند که داناست،بدانند که نادان است. سعدی
مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردن مال. سعدی
خشم بیش از حد گرفتن، وحشت آرد و لطف بی دقت، هیبت ببرد. سعدی
برادر که در بند خویش است، نه برادر و نه خویش است. سعدی
هر کس را که زَر در ترازوست ، زور در بازوست. سعدی
هر که در زندگی، نانش نخورند، چون بمیرد، نامش نبرند. سعدی
مطالب مرتبط: [ چهارشنبه یکم تیر 1390 ] [ 16:8 ] [ مسعود ]
آنچه دلخواه همه است جز تن درستی نیست ، که اگر کسی روزی از آن محروم شد آرزویی جز بدست آوردنش ندارد . بزرگمهر
اگر امیدواری که رنجت بار نیکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپیچ . بزرگمهر به بسیار گفتن آبروی خود مبر.بزرگمهر
دوستان برای شکار دشمنان چون تیر و کمان اند.بزرگمهر
ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد . بزرگمهر
فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد ، و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالایم . بزرگمهر
برترین دانش ها یزدان پرستی است . بزرگمهر
دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر . بزرگمهر
دل در آرزوی آنچه دسترسی بدان متصور نیست نباید بست ، از آنکه مایه رنج تن و بلای جان است . ب بزرگمهر
کسی در شمار دانایان است که بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد ، از نایافته به رنج نباشد ، چون در طلب مرادی با سختی رویا رو شود سست نگردد و دل به ناامیدی نسپارد . بزرگمهر
خود را با هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد . بزرگمهر
اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری . بزرگمهر
در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید . بزرگمهر
برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است . بزرگمهر
دیو کین و دیو سخن چینی گزنده است . سخن چین هرگز جز به دروغ لب نمی گشاید . گفتارش همیشه بی فروغ است .دو روی و سخن چین از مهر یزدان بی بهره اند و از او در هراسند . بزرگمهر
هرکس گوش نصیحت نیوش داشته باشد ، و دل به آموختن بسپارد ، بسا سخنان سودمند که از دانایان بشنود . بزرگمهر
کسی که زبانش را از بد گفتن باز دارد ، و دل هیچ کس را به گفتن سخنان زشت نیازارد . بزرگمهر
به نزدیک خردمندان چهار چیز بر پادشاهان عیب است : ترسیدن در میدان جنگ ، گریز از بخشندگی ، خوار داشتن رای خردمندان ، شتابزدگی و نا آرامی و بیقراری در کارها . بزرگمهر
سخنی که سودی در آن نیست نگفتن بهتر ، چه سخن بی سود در مثل مانند، آتشی است که دودش بسیار و گرمی و فروغش سخت اندک باشد . بزرگمهر
برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست . بزرگمهر
فرخنده روزگار کسی است که اهرمن او را از راه راست بیرون نبرد و همواره بی گناه زندگی کند . بزرگمهر
کسی که به حکمت پروردگار معتقد و خستو باشد به بد ونیک روزگار نمی پردازد چنین بنده ای در پرستیدن یزدان بیشتر می کوشد و از بد سکالی و پیروی دیوان می پرهیزد ، ناکردنی نمی کند و از رنجه کردن بی گناهان بیزاری می جوید . بزرگمهر
نام جستن بی دلیری میسر نمی گردد ، و زمانه از بددلان بیزار است . بزرگمهر
اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر
اگر کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست . بزرگمهر
به هنگام نبرد هوشیار و نگهدار تن خویش باش . چون دشمن در برابر تو ایستاد بر آشفته مشو و تدبیر نیکو کن . بزرگمهر
دل کسی که خاطر شاه دادگر از او مکدر باشد جایگاه دیو است . بزرگمهر
هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد . بزرگمهر
دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است ، بزرگمهر
هر که تن درست و نیرو دارد هرگز سخن نادرست نمی گوید . دروغگویان همه بیمار و ناتوان و زبون اند . بزرگمهر
آنکه طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند . چون گناهی از کسی بیند و بر او دست یابد ببخشد ، و کینه خواه و تیز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد . بزرگمهر
آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد . بزرگمهر
بخشنده نیکخوی آن کس است که به بخشش جانش را آراسته گرداند . دور از جوانمردی است که بخشنده بر آن کسی که چیزی به او داده یا خیری رسانده منت نهد . بزرگمهر
ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی عظیم را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر
آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد . بزرگمهر
خرد بر سر جان چون افسری تابنده است و مدارا و مهربانی به قدر همسنگ خرد است . بزرگمهر
آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر
روشندل و نکته دان کسی است که سخنان کوتاه و پر معنی بگوید . بزرگمهر
دل اهل دانش وقتی شاد می گردد که بردبار بوده و مردم بی شرم را به خویش نزدیک نکند . بزرگمهر
زورمندترین و پر گزنده ترین اهرمن آز است ، که دیوی است ستمکار و دیر ساز . بزرگمهر
خردمند هرگز غم آنچه را از دستش رفته نمی خورد ، حتی اگر عزیز ترین کسش مرد و وی را به خاک سپرد ، شکسته غم و درد نمی گردد ، دیگر آنکه مرد خردور از نادیدنیها چنان دل می کند که باد از بید می گذرد . بزرگمهر
پادشاهان مردم دوست برگزیدگان پروردگارند . بزرگمهر
مال هم مایه سربلندی و آسایش است ، و هم سبب خواری و پریشانی . اگر به آیین خرد صرف شود آفریننده شادی و برآورنده نام نیک است ، اما اگر بنهند و نخورند یا چنانکه باید بکار نبرند بهای سنگ و گوهر شاهوار یکی است . بزرگمهر روزي روزگاري بزرگمهر حكيم در هجره درس خويش بنشسته بود كه دوست فليسوفش شيخ زهراني وارد شد و بزرگمهر را كه سخت در تفكر فرو رفته بود سلام كرد. بزرگمهر از شنيدن صداي بس آشناي دوست خرسند چنان جوانكي چابك برخاست و دوست قديم در آغوش به مهر فشرد. از شوق ديدار گونه به آب چشم تر كرد. شيخ زهراني گفت اي بزرگمهر اين ملاطفت تو با من، مرا نسبت بخود به شك مي اندازد. مرا به صداقت تو شك نيست ولي اي بزرگ مرد عرصه حكمت من مخلوقي خاكي ام و پايم بر زمين خاكي استوار است! من نه آن موجود آسمانيم كه تو مي پنداري مرا نيز لغزش و خطا بسيار است.. مرا بدين رفتار مشكوك به خود و حتي درستي شناخت تو از خويشم كرده اي. من از اين تصوير تو از خود در هراسم ،هم از تو، هم از خويش. گاه چنان هراسناك مي شوم كه دافعه اين هراس، جاذبه همنشيني با تو را مغلوب مي كند. اما وقتي صداقت را در رفتارت مي بينم كه چنين برمي خيزي كه انگار تو را ساليان سال زندگي نگذشته است و برف پيري بر گيسوان ننشسته، ابهام و بهت من بيشتر مي شود. اكنون نيز آمده ام تا سپاست گويم براي آنچه در آن نامه برايم نوشتي. اما من آيا شايسته آن كلام بودم كه تو براي توصيف من از سالار عارفان مولانا جلال الدين برايم بنوشتي؟ يا حكيم مرا اين همه به نيكي به تعريف منشين كه من اينهمه نيستم. بزرگمهر آرام لبخندي زد چنان مهربان كه جز از بزرگ مهربانان برنمي آمد. شيخ را دعوت به نشستن كرد. رو در رو بنشستن. به عادت قديم كه در مباحثات حكمي و عرفاني داشتند ... شيخ هميشه سوالي بر چرايي داشت و حكيم خود موظف به اين جواب مي دانست. اما اين چرايي بزرگ بود كه محك تمام حمكت حكيم بود و معرفتش بر دوست عزيزش... بزرگمهر آرام سر صحبت باز كرد : اي شيخ انسان جادوي خلقت است. اشرف مخلوقات و همو كه خدا چون او بيافريد ، خود را فتبارك الله گفت. فرق اين مخلوق با موجودات دگر چه بود كه چنين فاصله اي را بر شرافت او نسبت به ساير موجودات قائل دانست. نه از يوزان سريعتر مي دويد نه از شيران بهتر مي دريد و نه بهتر از بازان مي پريد. جن و فرشته را نيز آفريده بود آيا انسانها از آنها فرمان بردار تر بوده اند؟ اي شيخ تو خود صاخب كمالاتي و مي دانم برايت از روز روشن تر است. اما شيخ سوال اين است كه پس تفاوت در چه بود؟ اين چه سودا بود كه خدا با انسان كرد و وي را چنين مرتبت بخشيد. در بحث فلسفي موضوع مي دانم كه خود نيك استادي اما تو را مي خواهم از بابي ديگر بدين مقال وارد كنم . اي شيخ مي داني كه فرزند آدم را توان آن است كه در مرتبه اي از اسفل السافلين تا عرش اعلي كه رسيدن به ذات حضرت حق و معراج به سوي اوست برسد. اين توانايي با وجود آنكه بشر در بدو تولد براي رسيدن به هر مرتبه اي از اين درجات ظرفيت هايش بسيار حقير است، چگونه ممكن است ؟ اين جا محل بروز همان تفاوت اساسي است . انسان توانايي رشد ظرفيت خويش دارد . اين معجزت با اكسيري به نام رشد است كه صورت مي گيرد. انسان با كيمياي رشد است كه ظرفش هم بزرگتر مي شود هم از مسين به زرين تبديل مي شود. آنچه از مولانا برايت بنوشتم و تو را بدان توصيف داشتم نيز بر همين معني استوار بود. خط سوم انسان و شأن اوست. اين خط به ضرورت داشتن چنين مختصاتي در خلقت خود است كه دركش براي خلق سخت است و نمي توانند اين خط را بخوانند به تمام و كمال. اما اينكه خدا تعالي اين خط نخواند داستاني ديگر است. اين نخواندن از جنس نخواندن خلق نيست و خلق نخواند چون نتواند و نتوانستن در خداي تعالي راه نيست. نخواندن او بدين معني مي تواند باشد كه او حدي و سقفي قطعي بر توانايي اين مخلوق چنان كه بر سايرين قائل شده قائل نشده است.حد خود اوست. حد آنجاست كه فرق آن بود كه يكي خداست و يكي مخلوق و مخلوق به اذن او به چنين مقامي دست يابد كه خالق تعالي را اذن و اجازت كس لازم نسيت. و هر كس به اين سه نوع خط در نسبتي است. مخلوقات همه در هدايت اويند به تكوين و تشريع او . آنان كه در خط اول و دومند همه هدايتشات به تكويت است و خط سوم آنانند كه به تشريع بيشتر هدايت مي شوند تا تكوين. آري هرچه بشري به ماهيت انساني خود نزديك تر باشد بيشتر به خط سوم نزديك است.. من نيز در توصيفت تورا به خط سوم تشبيه كردم نيز به همين دليل بود كه تو را به اصل انسان بودن نسبتي عظيم است كه من در اين ايام معاشرت با تو بيافتم. تو را نه بدليل كمالي كه كنون داري، كه خود مقامي عظيم است كه تجربت من به آموخته كه چنين كمالي نيز در مردم اين روزگار به سختي يافت مي شود ، بل به آنچه در تو ديدم از بهره و دستمايه بسيارت از اكسير رشد و استعداد فراوانت در قد كشيدن در معرفت و بالا بردن ظرفيت خود براي دستيابي به كمال بيشتر، ونيز خواستن و اراده اي براي دست يازيدن به سطحي عالي تر داري ، تورا بدين صفت خواندم. آري همه بر سر اين بازار با پياله اي مسين مي آيند اما مهم آن است كه وقتي از معاملات اين بازار فارغ به سوي خانه ابدي روان شدند هنگام خروج با چه ظرفي خارج مي شوند. ظرفشان چه اندازه اي دارد و مهمتر آن كه ظرفشان چه عياري از زر كمال دارد. كه هر كه كميايي رشد بيشتري در اين سوداگري كسب كند هم اوست كه ظرفي با ارزش تر با خود خواهد برد. كه خداي تعالي روز حساب نيكو زر گري كند. درك چنين مقامي است كه آتش فشان وجودم را چنان فوران مي دهد كه ديگر ضماد برف پيري نيز آن را كارگر نيفتد و مرا ياري برخاستني چون جوانان مي دهد. آري شيخ من نه ريا با تو داشتم كه حق تو را ادا بكردم. اي شيخ ما همه به نسبتي از آن كمال حضور داريم و هريك خطايي كرده ايم اما نبايد به جرم خطاي خود صفت يك خود به يكباره فراموش كنيم. وجود ما همه مس دارد اما زر در تو غالب است و دستي پر از كيميا داري. شيخ زهراني گفت من اگر چنين گويم از آن است كه نخواهم از مس خود غافل باشم. مي ترسم اين گونه كه تواز زر مي گويي، تكبر رشته هايم از بگسلاند. بزرگمهر گفت اين نيز ديگر خلق نيكوي توست . اما ياد داشتن زرين بودن تورا از اينكه غافل ارزش خود شوي ايمن مي كند. و تورا به حفظ و رشد آن تشويق. بزرگمهر اين بگفت و برخاست و شيخ زهراني نيز برخاست. در معونت هم و در دل خرسند از داشتن كوهي از زر كنار خويش، شكر كنان سوي خانقاه شدند. [ سه شنبه دوم فروردین 1390 ] [ 20:39 ] [ مسعود ]
بهترین زمان برای تربیت اراده ، ایام جوانی است.فیثاغورث هرگز قبل از فکر کردن حرف نزن و کاری انجام مده. فیثاغورث آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار ،چه بیشتر مردم زشت کردار و نیکو گفتارند.فیثاغورث
فرصت از دست مده و در کار سستی مکن که میوه آن ذلت است.فیثاغورث انسان ،معیار همه ی چیزها است.فیثاغورث اراده انسانی در کنار سرنوشت او ایستاده و چرخ تکامل او را اداره میکند.فیثاغورٍث دوست تو کسی است که هرگاه کلمه حق از تو بشنود ، خشمناک نشود.فیثاغورث تا میتوانی دوست برای خودت آماده کن نه از برای مالت.فیثاغورث اصل حاکم بر زندگی ما انسانها احساس است.فیثاغورث خشم با دیوانگی آغاز میشود و با پشیمانی پایان میپذیرد.فیثاغورث بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در ژرفای روح و قلب خود جستجو کنیم.فیثاغورٍث اگر دوست تو مرتکب خطایی شد ، از دوستی او صرفنظر مکن ،زیرا که انسان در معرض خطاست. فیثاغورث
مطالب مرتبط:
فیثاغورث کیست؟ [ شنبه نهم بهمن 1389 ] [ 2:21 ] [ مسعود ]
هرکه سخن نسنجد ،از جوابش برنجد. سعدی
هر که با بدان نشیند ،اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد به طریقت ایشان متهم گردد. سعدی
هر که با بدان نشیند نیکی نبیند. سعدی
عالم ناپرهیزکار، کور مشعله دار است. سعدی
هر چه نپاید، دل بستگی را نشاید. سعدی
هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید. سعدی
ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. سعدی
هر که خیانت ورزد، پشتش در حساب بلرزد. سعدی
خانه دوستان بروب و درِ دشمنان مکوب. سعدی
بی دوست زندگانی چنان ذوقی ندارد. سعدی
اگر شب ها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی. سعدی
هیچکس نزند بر دختر بی ثمر سنگ. سعدی
صد چندان که دانا را از نادان نفرت است، نادان را از دانا وحشت است. سعدی
از نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید. سعدی
دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی. سعدی
همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال. سعدی
مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید. سعدی
دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند. سعدی
دل دوستان آزردن،مراد دشمنان برآوردن است. سعدی
شیطان با مخلصان برنمی آید و سلطان با مفلسان. سعدی
رأی بی قوت، مکر و فسون است و قوّت بی رأی، جهل و جنون. سعدی
قدر عافیت کسی داند، که به مصیبتی گرفتار آید. سعدی
ملوک از بهر پاس رعیّتند، نه رعیت از بهر طاعت ملوک. سعدی
هر که با داناتر از خود بحث کند تا بداند که داناست،بدانند که نادان است. سعدی
مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردن مال. سعدی
خشم بیش از حد گرفتن، وحشت آرد و لطف بی دقت، هیبت ببرد. سعدی
برادر که در بند خویش است، نه برادر و نه خویش است. سعدی
هر کس را که زَر در ترازوست ، زور در بازوست. سعدی
هر که در زندگی، نانش نخورند، چون بمیرد، نامش نبرند. سعدی مطالب مرتبط: [ دوشنبه سیزدهم دی 1389 ] [ 5:27 ] [ مسعود ]
اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ُآنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ، می دانستید. ابن سینا
اگر برای یک اشتباه هزار دلیل بیاورید،در واقع هزار و یک اشتباه از شما سرزده است. ابن سینا
نشان دوست نکو آنست که خطای تو را بپوشاند ،تو را پند دهد و رازت را آشکار نسازد. ابن سینا
تجربه بالاتر از علم است. ابن سینا
هر که دنیا خواهد ،دانش آموزد و هر که آخرت خواهد در عمل کوشد. ابن سینا
چیزی که دانش می آراید راستی است. ابن سینا
هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست. ابن سینا
کسی که به تمرینهای بدنی میپردازد به هیچپ دارویی نیاز ندارد ،درمان او در جنبش و حرکت است. ابن سینا
تعصب در دانش و فلسفه مانند هر تعصب دیگر نشانه خامی و بی مایگی است و همیشه به زیان حقیقت تمام می شود. ابن سینا
برخی چنان سرگرم میراث علمی گذشتگانند که فرصت مراجعه به عقل خود را ندارند و اگر هم فرصتی دست آورند حاضر نیستند اشتباهات و لغزش های آنان را اصلاح و جبران کنند. ابن سینا
نیک بخت ترین مردم کسی است که کردار را به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی. ابن سینا
انسان ، هر زمان از پیشامد آینده درباره ی خود اندیشید و از آن ، بیم هراس در خاطرش نشاند،آن خطر ،زودتر او را تعقیب می کند. ابن سینا
موسیقی ،صدای خداست. ابن سینا
هر کس عادت کند که به هر دلیل هر حرفی را باور کند،از صورت انسانی خارج می شود. ابن سینا [ شنبه چهارم دی 1389 ] [ 18:26 ] [ مسعود ]
انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ی شلوارش بيشتر می شود .توماس ادیسون
هیچ چیز واقعا خراب نیست ! حتی ساعتی كه از كار افتاده است ، دو بار در روز زمان را درست نشان می دهد .توماس ادیسون
انسان ها مانند خطوط انگشتان هیچ کدام به هم شبیه نیستند .توماس ادیسون
ایمان باور کردن چیزی است که می دانی حقیقت ندارد.توماس ادیسون
نبوغ يعني يک درصد الهام گرفتن ونود ونه درصد عرق ريختن.توماس ادیسون
تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم .توماس ادیسون
من هفتصد بار اشتباه نكردم. من یك بار اشتباه نكردم من زمانی موفق شدم كه هفتصد راهی را كه موفقیت آمیز نبود اصلاح كردم. هر گاه راهی را كه عمل نمی كرد حذف كردم راهی را پیدا كردم كه كار می كرد.توماس ادیسون
هیچ چیز در دنیا به اندازه عصمت و عفت زن را بالا نمی برد .توماس ادیسون
اگر هر یک از ما کارهایی را که قابلیت انجام آن را داریم انجام می دادیم جدا شگفت زده می شدیم. توماس ادیسون
افکار افراد متفکر خودبخود می اندیشد. توماس ادیسون
امید همان قدر برای انسانها اهمیت دارد که بال برای پرندگان .توماس ادیسون
انسان در هر سنی که از کار بازماند بهتر است که بعد بی درنگ بمیرد.توماس ادیسون
بسیاری از ناکامیها ناشی از این است که هنگام تسلیم شدن نمیدانید که تا چه حد به موفقیت نزدیکید .توماس ادیسون
اگر می خواهید در زندگی موفق باشید، استقامت و پشتکار را همراه صمیمی خود سازید.توماس ادیسون
حجب و حیا نهتنها آرایش است، بلكه نگهبان فضیلت است .توماس ادیسون
مهم اين نيست که در کجاي اين جهان ايستاده ايم ، مهم اين است که در چه راستايي گام بر مي داريم .توماس ادیسون
لازمه موفقیت ،در توانائی تمرکز انرژی ذهنی و جسمی وبدون وقفه بروی یک مسئله است بی آنکه احساس خستگی کنید.توماس ادیسون
انسان هنوز خارق العاده ترین کامپیوتر است . توماس ادیسون
هر پیشرفت و موفقیتی از اندیشه سر چشمه میگیرد. توماس ادیسون
من کار را از همان جایی که دگران رهایش کرده اند،آغاز کرده و دنبال میکنم. توماس ادیسون
[ شنبه سیزدهم آذر 1389 ] [ 18:2 ] [ مسعود ]
* «سه قدرت بر جهان حکومت میکند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.»آلبرت انیشتن
* «در برابر یک قدرت متشکل و منظم،فقط یک قدرت متشکل و منظم تاب مقاومت دارد!»آلبرت انیشتن
* «اگر كسي احساس كند كه هرگز در زندگي دچار اشتباه نشده، اين بدان معني است كه هرگز به دنبال چيزهاي تازه در زندگيش نبوده است.»آلبرت انیشتن
* «زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ... واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ... .»آلبرت انیشتن
* «اگر انسانها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معدهشان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»آلبرت انیشتن
* «غذايي كه مردم را سالم نگه مي دارد آن نيست كه مي خورند، بلكه آن غذايي است كه خوب هضم مي كنند.»آلبرت انیشتن
* «من هرگز به آينده فكر نمي كنم، چرا كه خودش به زودي خواهد آمد.»آلبرت انیشتن
* «به يقين بر اين باورم كه پول نمي تواند كاروان بشري را به سوي پيشرفت هدايت كند؛ حتي اگر در دست فداكارترين فرد بشر براي اين مقصود باشد.»آلبرت انیشتن
* «دانش چيز شگفت انگيزي است، مشروط بر آنكه كسي مجبور نباشد از راه آن امرار معاش كند.»آلبرت انیشتن
[ چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ] [ 18:59 ] [ مسعود ]
همه ما قادریم هر واقعه ای را طوری معنی کنیم که امیدوار کننده و نیروبخش باشد. آنتونی رابینز
در زندگی نیز بیشتر مردم بجای چاره اندیشی ، به بلاهایی فکر می کنند که نمی خواهند به سرشان بیاید. اگر با ترسهای خود مبارزه کنید ، ایمان و توکل داشته باشید و نیروی تمرکز خود را تحت انضباط در آورید، اعمالتان بطور طبیعی شما رابه مسیر صحیح هدایت خواهد کرد.
ما غالباٌ تصور می کنیم که موفقیت بسته به استعداد و نبوغ است. با وجود این، من عقیده دارم که نبوغ واقعی این است که با تقویت ایمان و اعتقادات سازنده ، نیروهای عظیم درونی خود را فعال کنیم. آنتونی رابینز
برای رسیدن به هر موفقیت فردی،ابتدا باید تغییری در باورهای خود ایجاد کرد. آنتونی رابینز
همه ما رویاها و آرزوهایی داریم...
در درون هر یک از ما منابع نیروی عظیمی به ودیعه نهاده شده است که می تواند ما رابه کلیه آرزوهای خود و حتی به چیزی بیش از آن برساند. یک تصمیم ، می تواند دریچه های بسیاری را به روی ما باز کند و شادمانی یا غم ، سعادت یا بی نوایی، با هم بودن یا انزوا ، عمر طولانی و یا مرگ زود رس را به ارمغان آورد. آنتونی رابینز
من و شما نیز می توانیم زندگانی خود رابه صورت یک افسانه در آوریم ، به شرط اینکه شهامت داشته باشیم و بدانیم که قادریم اختیار اتفاقاتی را که در زندگیمان می افتد به دستگیریم. آنتونی رابینز
هر چه بیشتر تصمیم بگیریم ،قدرت تصمیم گیری ما بیشتر می شود .
اگر از خطاهای خود درس نگیریم ، ممکن است در آینده نیز آنها را تکرار کنیم . آنتونی رابینز
آیا می دانید چگونه باید حال خود را بهتر سازید؟
نخستین فرق میان افراد موفق و ناموفق چیست؟
هر قدر که در زندگی خود به موفقیتهایی رسیده باشیم، بالاخره زمانی فرا می رسد که در مسیر پیشرفت فردی و شغلی خود به موانعی بر می خوریم. بروز مشکلات ، به خودی خود چندان مهم نیست، بلکه واکنش شما در هنگام بروز مشکل دارای اهمیت است . آنتونی رابینز
هر تغییری که در خود ایجاد کنیم ، فقط جنبه موقت دارد، مگر اینکه خود را( و تنها خود ، نه کسی یا چیزی دیگر را) مسؤول ایجاد آن تغییر بدانیم. خصوصاٌ باید به این سه اصل، معتقد شویم:
من بیش ازهر چیز ، اعتقاد دارم که آنچه سرنوشت ما را تعیین می کند ، شرایط زندگیمان نیست، بلکه تصمیمهای ماست. آنتونی رابینز
هيچ چيز در زندگي معنا ندارد، مگر معنايي كه شما به آن بدهيد. آنتونی رابینز
برخي بي آنكه بدانند چه چيزهايي در زندگي شان به راستي ارزش دارد، هدفهايي را براي خود تعريف مي كنند. به همين دليل است كه وقتي به هدف هايشان مي رسند، مي پرسند:
بسیاری از چیزها در اطرافتان وجود دارند که به کار موفقیت و عملی شدن رویا های شما می آیند، اما متوجه وجود آن ها نمی شوید . زیرا هدف های خود را به روشنی تعریف نکرده اید و به عبارت دیگر به مغز خود نیاموخته اید که آن چیز ها دارای اهمیت هستند . آنتونی رابینز
باور ما در مورد آنچه كه هستيم و آنچه كه مي توانيم باشيم، به درستي مشخص كننده ي آينده ي ما است. آنتونی رابینز
فرق آدمهاي موفق و ناموفق در آنچه كه دارند نيست، بلكه در اين است كه با توجه به امكانات و تجربه هاي خود، چه مي بينند و چه مي كنند. آنتونی رابینز
بايد از گذشته درس بياموزيم، نه اينكه در گذشته ها زندگي كنيم. آنتونی رابینز
تمام محدوديت هايي كه داريد آنهايي هستند كه خودتان براي خود ايجاد كرده ايد. آنتونی رابینز
ما بايد خود را با زندگي، آنچنان كه هست و نه آن گونه كه مي خواهيم باشد، سازگار كنيم. آنتونی رابینز
در مسير هر موفقيت بزرگ، دشواريها و ناكامي هاي بزرگي قرار دارد. آنتونی رابینز
براي رفع فشارهاي عصبي بايد دو گام برداشت: گام نخست اينكه براي مسائل جزيي، خود را ناراحت نكنيد، گام دوم اينكه بدانيد همه ي مسائل جزيي هستند. آنتونی رابینز
رضايت خاطري كه از كمك ديگران به دست مي آيد به هيچ بهايي قابل خريداري نيست. آنتونی رابینز
اگر راههايي براي كمك به ديگران كشف كنيد كه متناسب با درآمدتان باشد، به يكي از بزرگترين دلخوشي هاي زندگي دست خواهيد يافت. آنتونی رابینز
بيشتر مردم مي پذيرند، چيزهايي بسيار ارزشمندتر از پول را از دست بدهند تا پول بيشتري به دست آورند. آنتونی رابینز
خدمت به همنوع، تنها يك وظيفه نيست، بلكه فرصتي است تا بتوانيم بخشي از دِين خود را به جامعه ادا كنيم. آنتونی رابینز [ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 ] [ 12:41 ] [ مسعود ]
من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر میدهد.ویلیام شکسپیر
ای جسارت! دوست من باش.ویلیام شکسپیر
دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد. ویلیام شکسپیر
اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده . ویلیام شکسپیر
از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده میشوند، برخی بزرگی را به دست میآورند و بعضی بزرگی را به دامانشان میاندازند. ویلیام شکسپیر
آه که دروغ چه چهره زیبایی دارد. ویلیام شکسپیر
به لبهایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شدهاند. ویلیام شکسپیر
خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای. ویلیام شکسپیر
صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند. ویلیام شکسپیر
به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه میداند. ویلیام شکسپیر
اگر کلمات نایاب شوند، بهندرت بیهوده مصرف میشوند. ویلیام شکسپیر
با خنده و شادی، بگذار چین و چروکهای پیری از راه برسند. ویلیام شکسپیر
چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام مییابد. ویلیام شکسپیر
ترسو قبل از مرگش بارها میمیرد؛ دلیر فقط یک بار طعم آن را میچشد.ویلیام شکسپیر
عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا . ویلیام شکسپیر
موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند! ویلیام شکسپیر
چرخ فلک، قایقهایی را به حرکت در میآورد که پارو آنها را به حرکت درنیاورده است.ویلیام شکسپیر
زندگی داستانی است که یک ابله تعریف میکند؛ پر از غوغا و هیاهو اما نامفهوم.ویلیام شکسپیر
زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند. ویلیام شکسپیر
اگر غبطه خوردن به عزت و شرافت گناه است پس من مجرمترین روح زمینم. ویلیام شکسپیر
چیزی نداشته باشی؛ چیزی برای از دست دادن نداری. ویلیام شکسپیر
ظن و گمان همیشه در کمین ذهن گناهآلود است. ویلیام شکسپیر
جهنم خالی است چون همه دیوها اینجا هستند. ویلیام شکسپیر
مگر پرتو شمع تا کجا میرسد؛ مرگ خوب هم در این دنیای حرف نشنو همین قدر میدرخشد. ویلیام شکسپیر
من در قید خوشنودی تو، با جوابی که میدهم، نیستم. ویلیام شکسپیر
اگر انجام دادن، به اندازه دانستن نیک از بد آسان بود، نمازخانهها کلیسا بودند و کلبه درویشان قصر پادشاهان. ویلیام شکسپیر
اگر توانستی با نگاه به بذرهای زمان بگویی کدام جوانه میزند و کدام نمیزند، بعد با من حرف بزن. ویلیام شکسپیر
نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد میسازد. ویلیام شکسپیر
زندگی به اندازه یک داستان تکراری که گوش گنگ مرد خوابآلود را میآزارد خستهکننده است.ویلیام شکسپیر
مثل امواج که به سوی ماسههای ساحل شتابانند لحظات ماست که برای رسیدن به پایان بیقرارند. ویلیام شکسپیر
ای خدا، ای خدا! تا کی اسیر پلیدی [ناشی از] دروغ بمانیم. ویلیام شکسپیر
عشق جوانتر از آن است که بداند وجدان چیست. ویلیام شکسپیر
دختران هیچ نمیخواهند جز شوهر و وقتی به دست آوردند همه چیز میخواهند. ویلیام شکسپیر
هر که سرگیجه دارد فکر میکند دنیا دور خودش میچرخد. ویلیام شکسپیر
آدمها پنجره را به روی طلوع خورشید میبندند. ویلیام شکسپیر
غرورم با ثروتم از دست رفت. ویلیام شکسپیر
چه غم شیرینی است جدایی. ویلیام شکسپیر
شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد میکند. ویلیام شکسپیر
گوشهایت را به همه بسپار اما صدایت را به عدهای معدود. ویلیام شکسپیر
به افکارت زبان نده. ویلیام شکسپیر
ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد. ویلیام شکسپیر
دوران طلایی پیش روست نه پشت سر. ویلیام شکسپیر
اگر اشکی داری آماده شو تا آن را فرو بریزی. ویلیام شکسپیر
دیوانه، عاشق و شاعر از یک قماشند: هر سه اهل خیال. ویلیام شکسپیر
محتوای جاهطلبی بهمثابه سایه رؤیاست. ویلیام شکسپیر
هنوز هنری خلق نشده که افکار را از روی صورت بازسازی کند.ویلیام شکسپیر
هر کس باید با شکیبایی نتیجه رفتارش را تحمل کند.ویلیام شکسپیر
وزن دشمن را بیشتر از آنچه به نظر میآید حساب کن. ویلیام شکسپیر
سه ساعت زودتر بهتر از یک دقیقه دیرتر. ویلیام شکسپیر
برای آن که کار درست بزرگی انجام بدهی، اشتباه کوچک مرتکب شو. ویلیام شکسپیر
آن که تاج بر سر دارد، بیقرار سر بر بالین گذارد .ویلیام شکسپیر
محکوم زمانیم و زمان محکوم گذشتن. ویلیام شکسپیر
هر آنچه گذشت مقدمه است.ویلیام شکسپیر
وقتی پدر به پسر چیزی میدهد هر دو میخندند؛ وقتی پسر به پدر چیزی میدهد هر دو میگریند. ویلیام شکسپیر
وقتی غم میآید، فقط با یک مأمور مخفی نمیآید بلکه با چند لشکر از راه میرسد.ویلیام شکسپیر
آهسته و عاقلانه! آنان که تند میدوند سکندری میخورند.ویلیام شکسپیر
زاده شدن همچون ربوده شدن است، که بعد از آن به عنوان برده فروخته میشوی. ویلیام شکسپیر
یه رفیق تو دربار بهتر از دهشاهی تو کیف جیبیه. ویلیام شکسپیر
یه احمق فکر میکنه عاقله اما یه عاقل میدونه که احمقه.ویلیام شکسپیر
خوبی زیادی هم بد از آب درمیاد. ویلیام شکسپیر
بهتره احمق با حضور ذهن باشی تا با حضور ذهن احمق.ویلیام شکسپیر
آدم تبهکار میرود ولی شرش بعد از او میماند. ویلیام شکسپیر
آن کس که جرأت انجام کارهای شایسته دارد، انسان است. ویلیام شکسپیر
آن کس که مال مرا بدزدد، چیز بی ارزشی را ربودهاست، اما آنکه نام نیک مرا برباید، جزئی از وجود مرا میبرد که او را غنی نمیکند اما در واقع مرا حقیر میسازد. ویلیام شکسپیر
آیا میدانید که انسان چیست؟ آیا نسب و زیبایی و خوشاندامی و سخنگویی و مردانگی و دانشوری و بزرگمنشی و فضیلت و جوانی و کرم و چیزهای دیگر از این قبیل، نمک و چاشنی یک انسان نیستند؟ ویلیام شکسپیر
از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. ویلیام شکسپیر
اگر در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت. ویلیام شکسپیر
اگر دوازده پسر داشتم و همه را به طور یکسان دوست میداشتم و یازده پسرم را در راه میهن قربانی میکردم، بهتر از این بود که یکی پس از دیگری در بستر خواب بمیرند. ویلیام شکسپیر
امان از وقتی که مردم، دزد عقل را به گلوی خود بریزند، منظور از دزد عقل، مشروبات الکلی است، واقعأ که هیچ عاقلی این کار را نمیکند. ویلیام شکسپیر
اندیشهها، رؤیاها، آهها، آرزوها و اشکها از ملازمان جداییناپذیر عشق میباشند. ویلیام شکسپیر
ای فتنه و فساد، تو چه زود در اندیشه مردان نومید رخنه میکنی. ویلیام شکسپیر
بدیهای ما در دنیا به یادگار میماند و خوبی هایمان همراه با ما به گور میرود. ویلیام شکسپیر
بذلهگویی برازندهترین لباسی است که در یک مجلس میتوان پوشید. ویلیام شکسپیر
برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند. ویلیام شکسپیر
برای لذت بردن کافیست اندکی احمق باشی. ویلیام شکسپیر
به دست آور آنچه را که نمیتوانی فراموشش کنی و فراموش کن آنچه را که نمیتوانی بدست آوری. ویلیام شکسپیر
تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز میدارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حملهای به موقع میتواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد. ویلیام شکسپیر
تملق خوراک ابلهان است. ویلیام شکسپیر
جاییکه تخم محبت کاشته شود، شادمانی میروید. ویلیام شکسپیر
جوانی و پیری با یک دیگر قابل مقایسه نیستند. جوانی مایه نشاط و سعادت است و پیری موجب فلاکت و حسرت. جوانی نیمروز زندگانی است و پیری شبانگاه ظلمانی. جوانی دوره خودنمایی و شجاعت است و پیری روزگار ترس و مذلت، جوان چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زنگی میدود و پیر چون مردی لنگ آهسته و با هزار زحمت ، قدم برمیدارد. ویلیام شکسپیر
جوانی جرعهای است فرحانگیز ولی حیف که به پیری آمیخته است. ویلیام شکسپیر
چراغ کوچکی در شب، تاریکی را میشکافد و به اطراف نور میدهد، کار خوب اگرچه کوچک و ناچیز باشد در نظر من کوچک و ناچیز نیست. ویلیام شکسپیر
در سرتاسر اعمال بشر، جزر و مدی موجود است که اگر آدمی در مجرای آن واقع شود، به ساحل سعادت میرسد وگرنه سراسر عمر وی در گودالهای بدبختی و فلاکت سپری خواهد شد. ویلیام شکسپیر
در سینه خود شرارهای آسمانی دارم که نامش وجدان است.ویلیام شکسپیر
دشمنان بسیاری دارید که نمیدانند چرا دشمن شما هستند ولی همچون سگ های ولگرد هنگامی که رفقایشان بانگ بردارند، آنها نیز پارس میکنند. ویلیام شکسپیر
دنیا مانند یک تماشاخانهاست، هرکس رل خود را بازی میکند و سپس مخفی میشود.ویلیام شکسپیر
دوستی نعمت گرانبهایی است، خوشبختی را دوبرابر میکند و از بدبختی میکاهد. ویلیام شکسپیر
دنیا، سراسر صحنه بازی است و همه بازیگران آن به نوبت میآیند و میروند . نقش خود را به دیگری میسپارند. ویلیام شکسپیر
دیدن و حس کردن، وجودداشتن است، زندگی در اندیشهاست. ویلیام شکسپیر
دیوانه خودش را عاقل میپندارد و عاقل هم میداند که دیوانهای بیش نیست. ویلیام شکسپیر
زنبور هرچقدر باشد،گل از آن بیشتر است؛ دلهای ماتم زده هر اندازه باشند، قلبهای شاد زیادترند. ویلیام شکسپیر
زندگی از تار و پود خوب و بد بافته شدهاست، فضیلت ما وقتی میتواند بر خود ببالد که از خطاهای ما شلاق نخورد و جنایتهای ما وقتی نومید میشود که مورد ستایش فضیلتهای ما قرار نگیرد. ویلیام شکسپیر
سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصایب زندگی لبخند زند. ویلیام شکسپیر
شادمانی در خانهای است که مهر و محبت در آن مسکن دارد. ویلیام شکسپیر
شخص عاقل و هشیار به هرجا قدم بگذارد، سعادت و فراغت بال همراه اوست زیرا در جهان بجز خوبی وزیبایی چیزی نمیبیند. ویلیام شکسپیر
عشق غالبأ یکنوع عذاب است، اما محروم بودن از آن مرگ است! ویلیام شکسپیر
عقل و هوش خود را با خوشی و نشاط دمساز کن تا هزاران آسیب از میان برود و عمرت دراز شود. ویلیام شکسپیر
علامت و نشان حقیقی اصالت و علو شأن، نوازش و ترحم آمیخته با شادمانی و گشادهرویی است. ویلیام شکسپیر
کاری که وظیفه و صمیمیت در آن دخالت دارد، خللپذیر نیست. ویلیام شکسپیر
کسانی که دنیا را از دست میدهند آن را با فکر و وسواس میخرند. ویلیام شکسپیر
کشنده تر از نیش مار ، بچه حقناشناس است. ویلیام شکسپیر
کینه پنهان نمیماند. ویلیام شکسپیر
گذشت زمان هرچه از موهای مردم میکاهد، به خرد آنها میفزاید. ویلیام شکسپیر
گربه ما وقت تولد از آن رو است که به صحنه بزرگ جنون و حماقت وارد شدهایم. ویلیام شکسپیر
مردی که دردرون خویش موسیقی ندارد و نداهای خوش و دلنشین او را تحت تأثیر قرار نمیدهد، برای خیانت، توطئه و غارتگری مناسب میباشد و هیچ کس نباید به او اعتماد کند. ویلیام شکسپیر
مسکنت در کوی هنرمندان و رنجبران راه ندارد و شادمانی در خانوادهای است که مهربانی در آن جا حکومت میکند. ویلیام شکسپیر
مصائب خود را مانند لباستان با کمال بیاعتنایی تحمل کنید. ویلیام شکسپیر
من از خوشبختیهای این جهان بهرهمند گردیدهام زیرا در زندگی عاشق شدهام. ویلیام شکسپیر
من همیشه میل دارم از اشخاص نجیب پیروی کرده و از آنان چیز بیاموزم. ویلیام شکسپیر
موفقیت هائی که نصیب بشر شده عمومأ در سایه تحمل و بردباری بودهاست. ویلیام شکسپیر
میدانیم که چیستیم اما نمیدانیم که چه میشویم. ویلیام شکسپیر
وجود ما به منزلهٔ باغی است که ارادهٔ ما باغبان آن است. ویلیام شکسپیر
وقتی ناراحتی بزرگی پیش آید، رنج و غمهای دیرین از یاد میرود. ویلیام شکسپیر
هر اندازه گناهی بزرگ کهنه شود و به حال اختفا باقی بماند سرانجام هنگام مرگ یا بروز خطر، چون فرصت کشف آن فرارسد، به صورت موحشی زهر خود را برجان آدمی میریزد. ویلیام شکسپیر
هر چه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور میشوی هر چه را که بدست میآوردی دوست داشته باشی.ویلیام شکسپیر
هرکس فقیر و قانع باشد ثروتمند است. ویلیام شکسپیر
همیشه حرف حق را بدون بیم بیان کن و شیطان را خجل ساز. ویلیام شکسپیر
همیشه کار کنید و بکوشید تا جامه افتخار و عظمت را بپوشید، همیشه در نظر داشته باشید که افتخارات تازهای به دست آورید زیرا افتخارات گذشته همچون شمشیری است که زنگ زده و از رونق افتاده باشد . ویلیام شکسپیر
هیچ چیز ، بد یا خوب نیست، فقط نیروی اندیشه بدی و خوبی و سعادت و شقاوت را میآفریند. ویلیام شکسپیر
یقینأ رفتار حکیمانه یا وضع جاهلانه همچون بیماری از شخصی به شخص دیگر سرایت میکند، پس لازم است که انسانها مواظب انتخاب معاشران خود باشند. ویلیام شکسپیر
اگر تمام شب را بخاطر از دست دادن خورشید گربه کنی لذت دیدن ستارهها را از دست خواهی داد. ویلیام شکسپیر
داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است. ویلیام شکسپیر
در دریای پرتلاطم زندگی همیشه موجی را می توان یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند. ویلیام شکسپیر به خدا سوگند که خروارها فریب خوردگی بهتر از یک جو بدگمانی است! ویلیام شکسپیر احمق ها هیچ گاه کمتر از عهد کنونی محبوبیت نداشتنه اند ، چون خردمندان به جای آنان خودنمایی میکنند و نمیدانند از عقل خود چگونه بهره ببرند زیرا رفتارشان تؤام با تقلید است .ویلیام شکسپیر
من تو را همچون خوابی در خاطر دارم،خوابی زیبا هنگامی که چون پادشاهی می خوابم و وقتی بیدار می شوم تو را در بر ندارم . ویلیام شکسپیر
[ یکشنبه چهارم مهر 1389 ] [ 23:46 ] [ مسعود ]
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. کوروش کبیر
خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن کوروش کبیر
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. کوروش کبیر
آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است .کوروش کبیر
وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر مي کنند، نه رفتار و عملکرد شما کوروش کبیر
سخت کوشي هرگز کسي را نکشته است، نگراني از آن است که انسان را از بين مي برد .کوروش کبیر
اگر همان کاري را انجام دهيد که هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد که هميشه مي گرفتيد .کوروش کبیر
پيش از آنکه پاسخي بدهي با يک نفر مشورت کن ولي پيش از آنکه تصميم بگيري با چند نفر .کوروش کبیر
تنها راهي که به شکست مي انجامد، تلاش نکردن است .کوروش کبیر
دشوارترين قدم، همان قدم اول است .کوروش کبیر
عمر شما از زماني شروع مي شود که اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد .کوروش کبیر
آفتاب به گياهي حرارت مي دهد که سر از خاک بيرون آورده باشد .کوروش کبیر
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.کوروش کبیر آرامگاه کورش ۞کورش کیست؟۞ [ جمعه بیست و ششم شهریور 1389 ] [ 17:38 ] [ مسعود ]
آنچه شايسته نيست به آرزو مخواه،و بدان كه انتقام خدا از بنده، به خشمِ بي رحمانه و بي حرمتي و سرزنش نبـُود،بلكه به متحول كردن و ادب كردن از فرط عشق باشد. افلاطون در جهان یگانه مایه نیكبختی انسان محبت است. افلاطون
نیرومند ترین مردم كسی است كه بر خشم خود غلبه كند. افلاطون
زینت انسان به سه چیز است علم ،محبت ،آزادی. افلاطون
عوام ثروتمندان را محترم می دانند و خواص دانشمندان را. افلاطون
به عقیده من تنها موضو عی كه شایسته است مغز انسان را نگران بدارد آینده فرزندان اوست و اندیشه این موضوع كه چه كار كند تا فرزندان او خوشبخت شوند ؟افلاطون
كسی كه در ایام موفقیت و خوشی تو را ثنا گوید با آنچه در تو نیست ، البته در روز ناسازی و اقتراق هم از دروغ و بهتان در حق تو دریغ نخواهد كرد. افلاطون
سزاوار است مرد عاقل هنگام تناول لذائذ یاد اورد تلخی دوا را و زیاد نخورد. افلاطون
آنان كه می خواهند خوب زندگی كنند باید به حقیقت نزدیك بشوند زیرا پس از نیل به مقام حقیقت یابی است كه دست از غم و اندوه دنیا دست بر می دارند. افلاطون
درغگو از دروغگوی دیگر در حذر است . افلاطون
با دوست طوری رفتار كن كه به حاكم محتاج نشوی وبا دشمن طوری معامله نما كه اگر كار به محاكمه كشید ظفر تو را باشد. افلاطون
از نزدیكی به كسی كه قادر به حفظ اسرار و رموز خود نیست پرهیز نما. افلاطون
رقت به سه كس واجب است : 1-عاقلی كه حكم جاهلی بر او روان باشد . 2-قویی كه گرفتار ضعیفی گردد. 3-كریمی كه محتاج لئیمی باشدافلاطون
بي صبري انسان را از هيچ رنجي نمي رهاند، بلكه درد جديدي براي از پا درآوردن شخص بوجود مي آورد. افلاطون
از خدا چيزي مخواه كه نفعِ آن منقطع (مقطعي) بـُود،و يقين داشته باش كه همه ي مواهب از حضرت اوست،و از او نعمت هاي باقي (نعمتهايي كه مثل انرژي پايستگي دارند!)،و فوايدي كه از تو مفارقت(جدايي) نتواند كرد، التماس كن.افلاطون
معبود خويش را بشناس و حقِ او را نگه دارافلاطون
هميشه بيدار باش كه شرور را اسباب بسيار است،افلاطون
ياد كن كه چه بوده اي در اصل،و چه خواهي شد بعد از مرگ،و هيچكس را ايذا رنجور مكن،كه كارهاي عالم در معرضِ تغير و زوال است.افلاطون
بدبخت آن كس بُوَد كه از تذكر ِ عاقبت غافل بُود و از لغزش باز نايستد. افلاطون
سرمايه ي خود را از چيزهايي كه از ذات تو خارج بُود مساز.افلاطون
در فعل خير با مستحقان، انتظار ِ سؤال مدار ، بلكه پيش از التماس افتتاح مكن (منتظر نه ايست تا رنجوري از تو گدايي كند تا بعدش تو به او كمك كني ،قبل از اينكه التماس كند، شروع به كمك كن) افلاطون روزگاری ، شأن و مقام تو پایین آمد ، ناامید مشو . آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید .افلاطون
زینت انسان سه چیز است : علم – محبت – آزادی افلاطون
عوام ثروتمند را محترم می دارند و خواص دانشمندان را .افلاطون
به هنگام لمس عشق، هر كسی شاعر میشود.افلاطون
همین که مرد از حد خود تجاوز کند، یعنی بهآنجا رسد که محل او نبوده، اخلاق او زشت و خشن میگردد. افلاطون
هرچیز را که نگهبان بیشتر بود، استوارتر گردد مگر راز، که نگهبانان آن هرچه بیشتر باشد آشکارتر گردد. افلاطون
نیاز حاجتمند را پیش از اینکه استمداد طلبد، شایسته است که با همت بلند خود نیازمندی او را رفع کنی.افلاطون
نزدیک مباش بههمنشینی مردمان شرور و بداخلاق، زیرا که طبع تو از طبیعت او شر را میدزدد، در حالی که تو آگاه نباشی.افلاطون
نادانی هرکس بهدو چیز دانسته میشود: اول، بهچیزی که از او نپرسیدهاند خبر گوید. دوم، سخنراندن بیش از ضرورت.افلاطون
لذتی که از علم حاصل میشود، لذتی بیآلایش است.افلاطون
فقط عدالت است که میتواند موجد خوشبختی شود.افلاطون
علاقهای در دنیا شدیدتر از عشق به وطن نیست.افلاطون
عشق بلائی است که همه خواستارش هستند.افلاطون
عزم بهمصاحبت اشرار نکنید، چه همین که تو را اهانت نکنند، بر تو منت نهند.افلاطون
سعادت جامعه بهمراتب مهم تر از سعادت فرد میباشد.افلاطون
سزاور است مرد عاقل هنگام تناول غذای لذیذ، یادآورد تلخی دارو را و شکمبارگی نکند.افلاطون
سزاوار است حاکم را بر وفق و مدارا حد بر مجرم براند و خشونت نکند چه اگر کسی مجرم نبود، حاکم بر مسند نمینشست.افلاطون
سرعت و تندی کار را مجوی، بلکه خوبی و برگزیدگی آن را سعی کن زیرا که مردم از تو نپرسند در چه مدت کار را انجام دادی بلکه خوبی و بی نقصی آن را میجویند.افلاطون
زمان ناخوشی را به حساب عمر مشمرید.افلاطون
دنیا را آتش انگار، چنان که برای معاش به کمی آتش کفایت توان کرد، شما نیز با مقداری از نعمت دنیا اکتفا کنید.افلاطون
دشمنان من سه قسمند: گروهی قویتر، جماعتی هموزن و دستهای ضعیفتر. طرف شدن با گروه اول موجب نابودی است، با جماعت دوم تا جان در بدن دارم میجنگم اما گروه سوم را حتی با التماس رام خواهم ساخت، چون مقابله با خصم ضعیف از مقام انسان در جامعه میکاهد و شخص را ناچیز میسازد.افلاطون
در دنیا دو نیرو هست: شمشیر و تدبیر، بیشتر اوقات شمشیر مغلوب تدبیر شدهاست.افلاطون
در آئینه نگاه کن، اگر صورت زیبا داری کاری مناسب جمالت انجام ده و اگر قیافهات نامتناسب است، زشتی کردار را بهزشتی صورت میفزا.افلاطون
خدا در راه فضیلت سدهایی از درد و رنج برپا کردهاند اما از طرف دیگر وقتی آدمی بر این مشکلات فائق آمد و از سدها گذشت، فضیلت بهدست آمده کار آسانی به نظر میرسد.افلاطون
حب مال سراسر وجود آدمیان را تسخیر میکند و هرگز بهآنان مجال نمیدهد که حتی لحظهای در باره چیزی جز اموال شخص خویش بیندیشند.افلاطون
چون کامیابی رو کند همه خوبند و چون ناکامی سررسد همه بد.افلاطون
تندرستی و زیبائی و نیرومندی و مالداری و همه چیزهای دیگری که در دست نیکمردان باعث و بانی خیر است، بههمان اندازه پلید و عامل شرارت خواهد بود، اگر در دست نابکاران و اراذل قرار گیرد.افلاطون
تمول و تقوی چون دو وزنه هستند که در کفههای یک ترازو قرار گرفته باشند، بالا رفتن یکی مستلزم پائین رفتن دیگری است.افلاطون
بهعقیده من تنها فکری که شایستهاست مغز انسان را به خود مشغول سازد، آینده فرزندان اوست و اندیشه این موضوع که چهکار کند تا فرزندانش خوشبخت شوند.افلاطون
بهضرورت آمدم در این جهان و بهحیرت زیستم و بهکراهت میروم.افلاطون
افراط، عمومأ سبب پیدا شدن عکسالعمل است و تغییری در جهت مخالف پدید میآورد خواه در فصول سال باشد، خواه در افراد و خواه در حکومت.افلاطون
اشرار، کسانی را گویند که عیوب مردم را جستجو میکنند و بهآن میچسبند و نیکویی آنها را به دست فراموشی میسپارند؛ مانند مگسی که در جاهای کثیف مینشیند و از جاهای تمیز دوری میکند. افلاطون
---------------------------------------------------------------- با دیگران بخند نه بر دیگران. دیل کارنگی
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید. دیل کارنگی
برای رسیدن به آرامش باید دری آهنی بر روی گذشته و آینده کشید و تنها به زمان حال اندیشید. دیل کارنگی
اگر ميبيني كسي به روي تو لبخند نميزند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. دیل کارنگی
همواره دیگران را تشویق کنید. خطاهایشان را کوچک و کاری را که میخواهید انجام دهند آسان نشان دهید. دیل کارنگی
هنر گوش دادن را فراگیرید. فرصتها گاهی به آهستگی در میزنند. دیل کارنگی
تا میتوانید دوستان صمیمی برای خود انتخاب کنید و بدانید که هرچه بیشتر دوست بیابید در زندگی موفق تر هستید. دیل کارنگی
اگر طلب دشمن هستی خود را از دوستانت برتر بدان ولی اگر دوست میخواهی بگذار دوستانت خود را از تو برتر بدانند. دیل کارنگی
شما می توانید در طی دو ماه با توجه کردن به دیگران دوستان بیشتری پیدا کنید تا اینکه در عرض دو سال بخواهید توجه دیگران را به خود جلب کنید. دیل کارنگی
براي زندگي فكر كنيد ولي غصه نخوريد. دیل کارنگی
موثرترین عوامل استراحت و تفریح همانا ایمان صحیح به دین و خواب و موسیقی و خنده است. دیل کارنگی
تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.دیل کارنگی
همیشه از مباحثه دوری کنید همانطور که از مار زنگی و زلزله فرار میکنید. به هیچ کس با صراحت نباید گفت که اشتباه میکنید. دیل کارنگی
فكر خوب معمار و آفريننده است. دیل کارنگی
مرور زمان به خودی خود بسياری از نگرانی ها را از بين می برد. دیل کارنگی
چاپلوسي هم گوينده و هم شنونده را فاسد مي كند. دیل کارنگی
نگذار موریانه نگرانی،بنای زندگیت را واژگون کند. دیل کارنگی
راه نفوذ در دیگران، دانستن آرزوهایشان است .دیل کارنگی
حتماً کاری را انجام بدهید که از آن میترسید ، این امن ترین روشی است که تاکنون برای چیرگی بر ترس کشف شده است. دیل کارنگی
عزت و جلال مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردان کوچک آشکار می شود. دیل کارنگی
عده بسیار کمی از مردم ،سرزنشهای مفید را به تعریف های دروغین که از ایشان بعمل می آید ،ترجیح میدهند. دیل کارنگی
موفقیت در آرزوها نسبت مستقیم با قدرت اراده ی ما دارد. دیل کارنگی
زندگی یعنی هر روز و هر ساعت را زیستن. دیل کارنگی
مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی ها را از بین میبرد. دیل کارنگی
ما به این دلیل خسته میشویم که احساساتمان موجب تولید فشارهای عصبی در بدنمان می شود. دیل کارنگی
کار خود را به بهترین شکل انجام بده و سپس چتر کهنه ات را بالای سر بگیر تا تو را از باران انتقادها در امان نگه دارد. دیل کارنگی
زندگی و وجود ما سراسر راز و معماست که ما قادر به درک و فهم آن نیستیم. دیل کارنگی
بجای اینکه نسبت به دشمنان خود کینه توزی کنیم ،خداوند را شاکر باشیم که زندگی ،ما را همچون آنها بار نیاورده است. دیل کارنگی
ما دارای روح آسمانی نیستیم که قادر باشیم دشمنان خود را دوست بداریم ،اما دست کم میتوانیم برای سلامت و نشاط خود ، آنها را ببخشیم و خطاهایشان را فراموش کنیم. دیل کارنگی
کار ارزانترین دارویی است که برای رفع نگرانی در دسترس است. دیل کارنگی
اگر دنیای حقیقی را رها کرده و بسوی دنیای رویایی که ساخته ذهن خودمان است برویم ،آن زمان است که دیوانگی را برای خود خریده ایم. دیل کارنگی
بگذار مخاطب فکر کند فکری که تو به او تلقین کرده ای از خود اوست. دیل کارنگی
کتابهای دیل کارنگی: آیین زندگی ، آیین دوستیابی ،آیین سخنرانی ، کتاب طلایی و ... ---------------------------------------------------------------- سیاستمدار معروف(نخست وزیر بریتانیایی)
میانجی مانند کسی است که به تمساح غذا می دهد و امیدوار است که آخرین کسی باشد که طعمه او میشود. وینستون چرچیل
من آدم خوشبینی هستم؛ فكر نمی كنم اگر جز این باشم، حال و روز ام بهتر از این باشد. وینستون چرچیل
درستكاری اهمیت دارد، ولی روراستی نیز مهم است. وینستون چرچیل
بهای هیچ چیز گزاف تر از انتقامجویی نیست. وینستون چرچیل
تجربه همیشه به سود انسان نیست، زیرا، هیچ رویدادی دوبار به یك شكل رخ نمیدهد.وینستون چرچیل
ما از جهانیان، هیچ نمی خواهیم، جز احترام. وینستون چرچیل
بدون انگیزه و شوق، همه ی خوبیهای دیگر، مفهوم خود را از دست خواهند داد. وینستون چرچیل
شهامت چیزی است كه باعث می شود انسان بایستد و سخن بگوید. البته این هم كه انسان بنشیند و گوش دهد، شهامت است.وینستون چرچیل
مهمترین كار ما این نیست كه ببینیم در دور دستهای مبهم و ناپیدا چه چیزهایی وجود دارد. كار ما این است كه به آنچه آشكارا در پیش رو داریم، بپردازیم.وینستون چرچیل
بدون تردید، افراد بشر حاضر نیستند كه همگی بطور یكسان و برابر از گرسنگی بمیرند و بی گمان برای آخرین تكه نانی كه می ماند و باید تقسیم شود، درگیری شدیدی به وجود خواهد آمد.وینستون چرچیل
من شخصأ دوست دارم بیاموزم، اگرچه همیشه نفرت دارم از این كه به من بیاموزند. وینستون چرچیل
قرنهای تاریك باز خواهد گشت، روزگار حجر بر بالهای درخشان دانش باز خواهد گشت، چه بسا امروز بركت های بی شمار به بشر ارزانی داشته تا یك روز مایه ی نابودی وی شود، آگاه باش! فرصت از دست نرود.وینستون چرچیل
حقیقت، انكارناپذیر است. بدخواهی ممكن است به آن حمله كند. ممكن است نادانی آن را به مسخره بگیرد، اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود. وینستون چرچیل
موفقیت، توانایی رفتن از شكستی به شكست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است.وینستون چرچیل
از مخالفت نهراسید؛ بادبادك تنها زمانی می تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود.وینستون چرچیل
ماجراجو و خطرناك باشید، با روزگار به مقابله برخیزید و ترس به خود راه ندهید؛ زیرا هر چه پیش آید خوش آید. وینستون چرچیل
شجاعت را به حق در صدر صفات برجسته انسان دانسته اند... زیرا این صفت تكیه گاه صفت های دیگر است.وینستون چرچیل
كافی نیست حداكثر تلاش خود را بكنیم و در بهترین حد خود ظاهر شویم، گاهی لازم است كاری را در حد كفایت انجام دهیم. وینستون چرچیل
اشخاص همیشه گناه را به گردن شرایط و بی نظمی می اندازند؛ من به شرایط و بی نظمی باور ندارم. مردان كامیاب، شرایط و نظم را جستجو می كنند و آن را می آفرینند. وینستون چرچیل
امپراتورهای آینده، امپراتورهای فكر و اندیشه اند.وینستون چرچیل
سیاستمدار كسی است كه حوادث فردا و یك ماه و یكسال بعد را پیش بینی كند و سپس بتواند دلایلی بیاورد كه چرا اتفاق نیفتاد.وینستون چرچیل
تا هنگامی كه پایانهای بزرگ در جهان وجود دارد، می دانیم كه روح و معنی هستیم نه جسم و جانور. وینستون چرچیل
آدم بدبین، سختی را در هر فرصتی می بیند، آدم خوش بین فرصت را در هر سختی.وینستون چرچیل
با خوردن حرف هرگز سوء هاضمه نمی گیرید. وینستون چرچیل
آیین دموكراسی بدترین شكل حكومت است. با وجود این از تمام آیین هایی كه تاكنون آزمایش شده بهتر است.وینستون چرچیل
بزرگترین درس زندگی این است كه گاهی احمقها هم درست می گویند.وینستون چرچیل
رو به پیشرفت، یعنی دگرگونی، رو به تكامل، یعنی دگرگونی های بسیار. وینستون چرچیل
عیب جامعه این است كه همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ كس نمی خواهد فرد مفیدی باشد. وینستون چرچیل
بدون پول، آرامش به دشواری به دست خواهد آمد. وینستون چرچیل
سرسخت و سمج و پایدار باشید و هرگز تسلیم نشوید. وینستون چرچیل
من شخصاً همیشه آماده ی چیز یاد گرفتن هستم، هر چند همیشه هم دوست ندارم به من چیزی یاد بدهند.وینستون چرچیل
همه از مردن در راه باورشان سخن می گویند، اما هیچ كس از كشته شدن در راه باورش دم نمی زند. وینستون چرچیل
--------------------------------------------------------------------- دانش پاك در دلهای ناپاك قرار نمی گیرد.سقراط
اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.سقراط
تنها خوبی موجود در جهان، شناخت و دانش؛ و تنها شر و زشتی، نادانی است. سقراط
تا زمانی كه انسان زنده است، فهم این نكته برای او دشوار است كه برای جاویدان شدن بایستی بمیرد؛ پس از آن مرگ نباشد. سقراط
من تا آنجا كه میتوان، حقشناسی میكنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمیآید. سقراط
تنها یك خیر وجود دارد كه نام آن، دانش است و تنها یك شر وجود دارد كه نام آن، نادانی است.سقراط
از مرگ نترسید كه تلخی آن، از ترس از آن است. سقراط
شیرینترین مرگها از آنِ كسانی است كه كارهای بزگ از آنها سرزده و آرزوهای بزرگ آنها برآورده شده است. سقراط
هیچ كس نمیداند، شاید مرگی كه از او چون دشمنی سخت و زیانكار میگریزند، براستی، رهآوردی بزرگ است. سقراط
گریز از مرگ، دشوار نیست، گریز از بدی دشوار است، زیرا بدی تندتر از مرگ می رود. سقراط
مرد كامل آن است كه دشمنان از او در امان باشند، نه آنكه دوستان از او بهراسند. سقراط
لازمه قضاوت، شكیبایی به هنگام شنیدن، اندیشیدن به هنگام گفتن، بینش به هنگام رسیدگی و بیطرفی به هنگام قضاوت است.سقراط
مردی نیك بخت است كه از هر كار نادرستی كه از او سر بزند، تجربه ای تازه به دست آورد. سقراط
در لذتی كه آمیخته به فساد است، خوشحال نباشید و [ به این ] فكر كنید كه لذت نمی ماند و فساد می ماند.سقراط
مرگ ترس ندارد، زیرا خوابی آرام است كه خیالات آشفته در آن وجود ندارد. سقراط
فردی كه در امری بزرگ جان می سپارد، مثل كسی است كه تازه زخم برداشته و در گرمی گیر و دار، جراحت خویشتن را احساس نمی كند. پس كسانی كه همت خود را وقف راه خیر می كنند از زحمت و آزار مرگ به دورند و شیرین ترین مرگها متعلق به كسانی است كه كارهای بزرگ از آنان سر زده و آرزوهای بزرگ آنان بر آورده شده است. سقراط
با عاقل مشورت كن، چون فكر او به دور از هوای نفسانی است و با نادان مشورت مكن، زیرا كه او تابع هوای نفس باشد. مشورت مكن با آن كه محاط زمان است، بلكه مشورت كن با آن كه محیط به زمان باشد.سقراط
جامعه زمانی حكمت و سعادت می یابد كه مطالعه، كار روزانه اش باشد. سقراط
از مرگ نترسید، زیرا تلخی آن به دلیل ترس از آن است.سقراط
یك زندگی مطالعه نشده، ارزش زیستن ندارد.سقراط
زندگی كوتاه است و فانی، اما هنر طولانی و ماندگار. سقراط
با پدر و مادرت چنان رفتار كن كه از فرزندان خود توقع داری.سقراط
ممكن است مقداری زهر در كوزه ای ریخت و آن كوزه را شست و اثرات زهر را از بین برد، ولی چیزی را كه در ذهنتان جای دارد، خوب یا بد، بر شما فرمانروایی خواهد كرد و هرگز از آن رهایی نتوانید یافت.سقراط
خشم و دشمنی را به درگاه مردان با اراده راهی نیست. سقراط
اندیشیدن به سرانجام هر كار باعث رستگاری است. سقراط
داروی خشم، خاموشی است. سقراط
خدمت خود را بی آنكه برای پاداش باشد به مردم عرضه كنید و پاداش آن را در رضایت خاطر خویش بیابید. سقراط
هیچ گنجی به از هنر نیست و هیچ هنری بزرگوارتر از دانش نیست و هیچ پیرایه ای بهتر از شرم نیست و هیچ دشمنی بدتر از خوی بد نیست.سقراط
اثر حكمت آنگاه در شخص حكیم پدیدار شود كه خویشتن را حقیر و ناچیز شمارد.سقراط
نخستین گام برای از میان برداشتن یك ملت، پاك كردن حافظه ی آن است.سقراط
آن قدر بر مال دنیا حریص مباش كه برای از دست دادنش اندوهناك شوی.سقراط
انتقام، دلیل سبكی عقل و پستی روح است. سقراط
ازدواج كنید؛ به هر وسیله ای كه می توانید؛ اگر زن خوب داشته باشید بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار زن بدی شوید؛ فیلسوف از آب در می آیید و این هر دو برای هر مردی خوب است.سقراط
ادب و حكمت را شعار خود ساز تا بهترین اهل زمان شوی و به نیكان بپیوندی.سقراط
آن انسانی عاقل تر است كه می داند عقلش كمتر است.سقراط
باید بخوری تا زنده باشی، نه آنكه زنده باشی تا بخوری. سقراط
نمی توانم چیزی به دیگران بیاموزم؛ فقط می توانم وادارشان كنم كه بیندیشند. سقراط
زندگی بدون تحقیق و جستار ارزش زیستن ندارد. سقراط
دانش حقیقی این است كه همه بدانیم كه نادانیم.سقراط
آنگونه باش كه می خواهی به نظر برسی.سقراط
من داناترین انسان ها هستم، زیرا یك چیز می دانم كه دیگران نمی دانند، و آن این كه هیچ چیز نمی دانم.سقراط
در دوستی درنگ كن، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش.سقراط
تفاوت انسان با حیوان در كنترل هوای نفس و هوس ها است.سقراط
ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است. سقراط
ای مردم آتن، چه مرا بی گناه شمارید و آزاد كنید و چه نكنید، من هرگز از راه خویش باز نمی گردم حتی اگر صدبار كشته شوم.سقراط
هرجا كه بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.سقراط
روح درونی خود را زیبا كنید تا شخصیت درونی و بیرونی شما یكی شود.سقراط
شیرینی یك بار پیروزی به تلخی صدبار شكست می ارزد.سقراط
هركسی كه بداند كه نداند از همه داناتر است. یك چیز را خوب می دانم و آن این است كه هیچ نمی دانم. هر كه بداند درست چیست، دست به نادرست نمی زند. سقراط
فاش نكردن اسرار مردم دلیل كرامت و بلندی همت است. سقراط
مرد عاقل كسی است كه كم گوید و زیاد شنود.سقراط
من حقیقت را نمی دانم و از راه مباحثه با اشخاص می خواهم آن را كشف كنم و كسب دانش نمایم.سقراط
هیچ كس حق ندارد راضی شود كه در گمراهی و نادانی بماند و نیز كسی نباید حقیقت را پنهان كند.سقراط
من دانش و هنری ندارم، تنها هنر من این است كه مانند مادرم فن قابلگی می دانم، با این تفاوت كه مادرم زنها را در وضع حمل مدد می كرد و من، عقلها و ذهنها را مدد می كنم كه زاینده شوند؛ یعنی علمی كه در نهاد ایشان هست پیدا شود و به آن آگاه گردند.سقراط
هیچ كس از قلب شما به شما نزدیكتر و راستگوتر نیست. بنابراین از كسانی كه قلب پاك شما ایشان را به خود نمی پذیرد، دوری كنید.سقراط
مردم هر كدام آرزویی دارند؛ یكی مال می خواهد، یكی جمال و دیگری افتخار. ولی به نظر من دوست خوب از تمام اینها بهتر است.سقراط
پیش تمام دشمنان به نزدیكترین دشمن خود كه زبان است توجه داشته باش.سقراط
ابله ترین دوستان ما خطرناكترین دشمنان هستند. سقراط
اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند، بهتر كه سخن گویی تا دیگران خاموشت كنند. سقراط
هیچ كس از قلب شما به شما نزدیكتر و راستگو تر نیست. بنابراین از كسانی كه قلب پاك شما آنان را به خود نمی پذیرد، دوری كنید.سقراط
من جز یك چیز، چیز دیگری نمی دانم و آن این است كه هیچ نمی دانم.سقراط
خشم و غضب را به درگاه مردان با اراده راهی نیست. سقراط
هرگاه تمام بلاها و سختی های بشر را در یك جا جمع كنند و در میان مردم تقسیم نمایند، بدبخت ترین مردم چون سهم خود را ببینند، از سهم نخستین خویش راضی شده، لب از شكایت می بندند.سقراط
سعادتمند كسی است كه از هر اشتباه و خطایی كه از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد.سقراط
تمام محبت خود را به یكباره برای دوستت ظاهر مكن؛ زیرا هر وقت اندك تغییری مشاهده كرد تو را دشمن می پندارد. سقراط
می دانم كه هیچ نمی دانم.سقراط
در تكاپو، تا بهتر از آن باشیم كه هستیم؛ بهتر از این شیوه ای برای زیستن نیست. سقراط
سخن گفتن به جا و سكوت نمودن به جا نشانه عقل است.سقراط
[ شنبه بیستم شهریور 1389 ] [ 15:37 ] [ مسعود ]
»
1. داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد ! ۵- اغلب مارها شش ردیف دندان دارند. [ یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 ] [ 22:59 ] [ مسعود ]
. در تمام وجود انسان بیش از یک مشت گچ ((کلسیم)) وجود دارد! . اثر زبان هر شخص نیز مانند اثر انگشت منحصر به فرد است! . حلزوم می تواند 3 سال بخوابد! . کروکدیل نمی تواند زبانش را بیرون دراز کند! . جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش، برف پاک کن ها شیشه جلوی اتومبیل و چابگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند! . خوک ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند! . کلمه ماشین تحریر (TYPEWRITER) طولانی ترین کلمه ای است که می توان با یک ردیف از صفحه کلید تایپ کرد! . تمام قاره های جهان با همان حرفی که شروع شده اند تمام می شوند! . سرعت آب دهانی که هنگام عطسه از دهان شما خارج می شود حدوداً۱۲۰کیلومتر بر ساعت است! . فقط پشه ماده نیش می زنه! (می بینید همه آزار و اذیت ها از طرف ماده هاست!!) . گنجشک ها روی زمین راه نمی روند! . اگر تار عنکبوتی به کلفتی یک مغز مداد تنیده شود می تواند سنگینی یک هواپیمای بوئینگ بزرگ را هم تحمل کند! . دلیل خواب رفتن دست و پا گیر کردن اعصاب بین استخوانهاست! . اعصابی که در بدن انسان وجود دارد به اندازه فاصله زمین تا ماه است! . شن خیس از شن خشک سبکتر است! . مقاوم ترین ماهیچه در بدن زبان است! پلک زدن زنان تقریباً دو برابر مردان است! . شما نمی توانید با حبس نفستان خودکشی کنید! . تقریباً یک سوم وزن زنان و یک دوم وزن مردان را ماهیچه تشکیل می دهد! . آیا می دانستید که بارداری فیل به دو سال هم میرسد!؟(بیچاره فیل!!) [ شنبه سیزدهم شهریور 1389 ] [ 17:3 ] [ مسعود ]
آیا میدانستی که قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است آیا میدانستی که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است آیا میدانستی که موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا میکنند ،که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند. آیا میدانستی که گربه و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه. آیا میدانستی که روباهها همه چیز را خاکستری میبینند. آیا میدانستی که اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند. آیا میدانستی که 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد. آیا میدانستی رود دجله به خلیج فارس میریزد. آیا میدانستی که 85% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند. آیا میدانستی که اولین تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید آیا میدانستی که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت 200 کیلومتر در ساعت پرواز کند آیا میدانستی که اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد در آن باران نباریده است آیا میدانستی هر 50 ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود آیا میدانستی که وزن اسکلت انسان بالغ سیزده تا پانزده کیلوگرم است آیا میدانستی که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا میایستد حدود سه متر است آیا میدانستی زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند آیا میدانستی که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که میتوانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند . آیا میدانستی که اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب میرود. آیا میدانستی که کبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند آیا میدانستی که میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان به مدت یک میلیون سال کافی است آیا میدانستی هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند آیا میدانستی که اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود آیا میدانستی که رودی در کامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد . آیا میدانستی که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست آیا میدانستی که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است آیا میدانستی که شبکه چشم 135 میلیون سلول احساس دارد که مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد. آیا میدانستی که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد. آیا میدانستی که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به کار رفته است. آیا میدانستی طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است. آیا میدانستی که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور کند. آیا میدانستی که تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است آیا میدانستی چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد . ۳۰ نکته مهم دیگر را در ادامه مطلب بخوانید. ادامه مطلب [ شنبه سیزدهم شهریور 1389 ] [ 16:39 ] [ مسعود ]
آرتور اش . قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد. طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند. یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟ آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت: در سر تا سر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند.پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند. و دو نفر به مسابقات نهایی.وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که خدایا چرا من؟ و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟
[ پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 ] [ 17:7 ] [ مسعود ]
ادامه مطلب [ پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 ] [ 16:57 ] [ مسعود ]
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: [ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 1:49 ] [ مسعود ]
سلام ، از اونجایی که مترجم چند زبان خارجی (انگلیسی ،کره ای ، فرانسوی) هستم جالب دیدم مطالبی رو هم در راستای آموزش و آشنایی با لغات زبان انگلیسی هم برای تنوع تو وب بذارم امیدوارم استفاده کافی رو از این پست ببرید .البته جمع آوری این کار تلاش یکی از دوستان منه که آدرسش زیر تصاویر نوشته شده است . آموزش تصويري لغات
براي ديدن صفحه مورد نظر روي عكس دلخواه كليك كنيد.
[ شنبه دوم مرداد 1389 ] [ 16:21 ] [ مسعود ]
تست شخصیت شناسی
به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید.. الف- صبح، بقیه را در ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 ] [ 21:44 ] [ مسعود ]
نكته های پند آموز جالب - بيهوده متاز که مقصد خاک است - هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن - نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهيم - هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن
- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود - دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود - هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم - خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست - دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است - تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد - هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد
- مرد بزرگ، كسي است كه در سينۀخود ، قلبي كودكانه داشته باشد - سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی - يادها رفتند و ما هم ميرويم از يادها. کي بماند برگ کاهي در ميان بادها - دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است - هيچوقت نمیتوانيد با مشت گره کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد - نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد - کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني - هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد - در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد
[ چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389 ] [ 1:47 ] [ مسعود ]
وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها میكند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش
[ سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 ] [ 21:44 ] [ مسعود ]
*( نصایح زرتشت به پسرش )*
[ سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 ] [ 21:40 ] [ مسعود ]
این مقاله زیبا رو جایی توی یه سایت دیدم گفتم بد نیست شما هم بهره کافی رو ببرید.
راه فراموش کردن گذشته، باید با مرگ ها، طلاق، یا فقدان های مختلف کنار بیایید و در این مقاله توصیه هایی برای روبه رو شدن با شکست هایتان، خداحافظی کردن و گذشتن از آنها معرفی کنیم.
[ سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 ] [ 21:32 ] [ مسعود ]
|
||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||